۱۳۶۹
۱۳۳۶
در روستای پیرانجوق شمال غرب ایران به دنیا آمد
۱۳۳۶-۰۴-۰۳
علی در خانواده ای متوسط و سخت کوش کورد بدنیا آمد. وی با یک خواهر و دو برادر بزرگ شد
۱۳۳۹
پدرش با وجود فرصتهای محدود، برای فرزندانش به تحصیل اهمیت میداد
۱۳۵۰-۱۳۴۰
مبارزات سیاسی و فرهنگی احساس قوی عدالت و فداکاری به آرمان کردها را القا کرد
۱۳۵۳
علی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در هورسین و راهنمایی در ارومیه، در دانشگاه تبریز به تحصیل در رشته جامعه شناسی پرداخت
۱۳۵۴-۷
با علاقه روزافزون به سیاست، تحصیلات جامعه شناسی خود را رها کرد و دردانشگاه تهران به تحصیل در رشته حقوق سیاسی پرداخت
۱۳۵۵-۷
علی به جنبش دانشجویی تهران علیه رژیم شاه پیوست و نقش فعالی در انقلاب ایفا کرد
اواسط سال ۱۳۵۷
پس از سقوط شاه، بسیاری از کردها به افزایش خودمختاری و حقوق امیدوار بودند. علی دانشگاه را رها کرد و به کردستان بازگشت
اواخر سال ۱۳۵۷
او و دوستانش در روستای خود کتابخانه ای ایجاد کردند تا فرصت های آموزشی برای جوانان فراهم کنند
اوایل سال ۱۳۵۸
رژیم جدید اسلامی علیه کردها اعلام جنگ کرد که منجر به درگیری و خشونت گسترده در مناطق کردنشین ایران شد
۱۳۵۸-۵
علی و دوستانش مردم را بسیج کردند و در مناطق نزدیک ارومیه به فعالیت سیاسی ونظامی پرداختند
اواسط سال ۱۳۵۸
در چهارمین کنگره حزب دموکرات کردستان به عنوان مشاور کمیته مرکزی انتخاب شد
۱۳۵۹-۰۱
در جریان بمباران شدید رژیم اسلامی، علی به شدت مجروح شد و از مرگ نجات یافت.ازآن به بعد تحرکات درکوههای کردستان شروع شد
اوایل سال ۱۳۶۰
علی پس از بهبودی دوباره به تلاش خود ادامه داد و در پنجمین کنگره حزب دموکرات کردستان به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شد
۱۳۶۰-۰۹
وی مسئولیت مدیریت آموزش های سیاسی و نظامی در منطقه ارومیه را بر عهده داشت
۱۳۶۲
او در نبردها و برنامه ریزی استراتژیک علیه رژیم ایران شرکت داشت
۱۳۶۳-۰۹-۲۶
در کنگره های ششم و هفتم، علی مجدداً به عضویت کمیته مرکزی انتخاب شد
۱۳۶۴-۱۰
او فعالیت های سیاسی را در درون حزب سازماندهی کرد
۱۳۶۵-۰۵-۲۵
۱۳۶۵-۰۵-۲۵
علی به درخواست حزب دموکرات کردستان برای جلب حمایت سیاسی و توجه بین المللی برای آرمان کردستان به پاریس سفر کرد
۱۳۶۶-۰۲-۰۱
با وجود فرصت های ماندن در اروپا، او برای ادامه مبارزه برای حقوق و آزادی کردها به کردستان بازگشت
۱۳۶۶-۰۵-۲۵
متأسفانه حزب دموکرات کردستان به دلیل اختلافات ایدئولوژیک و جنگ قدرت دچار انشعاب شد و در نتیجه اختلافات درون حزبی ایجاد شد
۱۳۶۷
برادرش کریم به دیدار علی در اقلیم کردستان عراق رفت
۱۳۶۸
کریم در طول سفر سیاسی چالش برانگیز علی از او حمایت اخلاقی و خانوادگی کرد
۱۳۶۸
علیرغم چالش های متعدد، علی بر تعهد خود به آرمان کردها ثابت قدم است
۱۳۶۸
خانواده علی در أنکارای ترکیه درخواست پناهندگی کردند. متاسفانه جواب درخواست منفی بود. علی موقتاً فعالیت خود را متوقف کرد وبه آنان پیوست تا اینکه به پرونده آنان رسیدگی شود
اواخر سال ۱۳۶۸
علی کاشف پور در قونیه توسط ماموران جمهوری اسلامی ایران تحت تعقیب و ترور قرار گرفت
۱۳۶۹-۰۵-۲۵
"آدمی تا زمانی که سختیهایش را می فهمد، زنده است ولی وقتی سختی های دیگران را درک می کند، آن وقت یک انسان است."