
علی کاشفپور در روستای حوسین، واقع در منطقه ارومیه به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی خود را در همانجا به پایان رساند و سپس برای ادامه تحصیل به شهر ارومیه رفت و دیپلم خود را دریافت کرد. پس از آن، در آزمون ورودی دانشگاههای تبریز و تهران شرکت کرد. سرانجام، در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در رشته حقوق و علوم سیاسی تحصیل کرد.
در جریان قیامهای سراسری مردم ایران در ۱۳۵۷، علی بهطور فعال در تظاهرات شرکت کرد. به همین دلیل، چندین بار توسط ساواک، پلیس مخفی رژیم شاه، دستگیر شد و تحت شکنجههای شدید قرار گرفت. با وجود آزادی، همواره تحت نظارت قرار داشت.
پس از سقوط رژیم شاه و آغاز مبارزات علنی حزب دموکرات کردستان در ۱۳۵۷-۱۳۵۸، علی به صفوف پیشمرگه پیوست و برنامههای حزب را راهی برای آزادی مردم کردستان میدید. بیوقفه، در کردستان شمالی و مناطق اطراف ارومیه به مبارزه پرداخت.
به دلیل تعهد، پایداری و عشق عمیقش به مردم خود، در کنگره چهارم حزب در مهاباد به عنوان عضو علیالبدل کمیته مرکزی انتخاب شد. سپس در کنگره پنجم به عنوان عضو اصلی کمیته مرکزی برگزیده شد و مسئولیتهای او سنگینتر شد.
در ۱۹۸۷، حزب او را برای مأموریتی به فرانسه فرستاد. اما او نمیتوانست برای مدت طولانی از کردستان دور بماند و بارها به آنجا بازمیگشت. او همیشه میگفت: “من هرگز کردستان را با زندگی راحت در اروپا عوض نمیکنم.”
با گسترش جنبش انقلابی، علی همچنان از حزب حمایت کرد و خستگیناپذیر برای آرمان کردستان تلاش نمود. در ۱۹۹۰، به دلیل مشکلات خانوادگی، حزب از او خواست که مدتی از فعالیتها کنارهگیری کند و مسائل شخصی خود را حل نماید. اما علی حاضر نشد وظایف حزبی خود را ترک کند. پس از گفتوگوهای فراوان، سرانجام موافقت کرد که برای مدت کوتاهی کنارهگیری کند.
در شب ۱۵ اوت ۱۹۹۰، در شهر قونیه (ترکیه)، او توسط سه فرد مسلح که لباس پلیس بر تن داشتند، در مقابل همسر و فرزندانش به طرز وحشیانهای ربوده شد. چند روز بعد، پیکر شکنجهشده او، با دستان بسته، در کنار جادهای بین قونیه و آنکارا پیدا شد. بعداً مشخص شد که این ترور توسط عوامل رژیم ایران با همکاری حزبالله ترکیه انجام شده است.
علی کاشفپور تا لحظه شهادتش همچنان عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان باقی ماند.
افتخار ابدی بر این مبارز بیباک و شهید کردستان!
مرگ بر دشمنان و خائنان مردم کرد!
پیروزی برای کردستان، و ننگ بر دشمنان آن!
یاد و خاطره او برای همیشه زنده خواهد ماند…
✍️ شورش اسدزاده